مطالعه خشونت با اسلحه تنها راه برای یافتن چگونگی متوقف کردن آن است - اما ما این کار را نمی کنیم
مطالعه خشونت با اسلحه تنها راه برای یافتن چگونگی متوقف کردن آن است - اما ما این کار را نمی کنیم
Anonim

به نظر می رسد هفته ای نمی گذرد که گزارش جدیدی از تیراندازی دسته جمعی در آمریکا منتشر نشود.

به نظر می رسد که اپیدمی اسلحه که مدت ها در حال جوشیدن است، در چند هفته گذشته به مرحله جدیدی در گفتمان عمومی رسیده است. تیراندازی در سن برناردینو، کالیفرنیا، سرمقاله تقریباً بی‌سابقه‌ای را در صفحه اول نیویورک تایمز، «مقاله سابقه» کشور، همراه با اظهارنظرهای رئیس‌جمهور، که از کنگره می‌خواهد برای تنظیم سلاح‌های گرم و خشونت با سلاح گرم اقدام کند، ایجاد کرد..

داده های سطح بالای مشکل در این مرحله آشنا هستند. سالانه حدود 32000 مورد مرگ ناشی از اسلحه در ایالات متحده وجود دارد که تقریباً به همان میزان مرگ و میر ناشی از تصادفات وسایل نقلیه موتوری است. تعداد مرگ و میر ناشی از سلاح گرم اساساً از سال 2000 ثابت بوده است. سالانه حدود 180000 نفر دیگر توسط سلاح گرم در کشور مجروح می شوند. این اعداد بسیار بیشتر از پیامدهای سلاح گرم در میان کشورهای همتای ما با درآمد بالا، با مقررات سختگیرانه تر اسلحه است.

چه بلایی سرمان می آورد؟ چرا ما همچنان این عواقب سلاح گرم را می پذیریم در حالی که سایر کشورها قبول ندارند؟

بحث‌ها در فضای عمومی در چند هفته گذشته برخی از این چالش‌ها را روشن کرده است، از جمله فرهنگ اسلحه که توسط نگرانی تاریخی درباره حقوق فردی مالکیت اسلحه تقویت شده است، و یک لابی موثر طرفدار اسلحه که قانون‌گذارانی را که قصد معرفی آن را دارند به شدت مجازات می‌کند. مقررات اولیه کنترل اسلحه

پیشنهاد می‌کنم یکی دیگر از عواملی که ما را در این جبهه عقب نگه داشته است، اطلاعات نسبتاً محدودی است که در مورد سلاح گرم و خشونت با سلاح گرم در دسترس داریم.

ما اطلاعات کافی در مورد خشونت با اسلحه نداریم

برای مثال، هیچ ثبت ملی از قربانیان خشونت با سلاح گرم وجود ندارد، که قابل مقایسه با ثبتی است که ما باید قربانیان حملات تروریستی 11 سپتامبر 2001 را دنبال کنیم، یا با هر تعداد دیگری از تهدیدات بهداشتی در مقیاس بزرگ. درک ما از عواقب خشونت با اسلحه اساساً به آمار مربوط به مرگ و جراحات ناشی از سلاح گرم محدود می شود. خودشه.

در حالی که خشونت با اسلحه یک مشکل بهداشت عمومی است، مانند سایر مشکلات بهداشت عمومی مورد مطالعه قرار نمی گیرد. به این دلیل که سازمان‌های بهداشت ملی ما، عمدتاً مراکز کنترل و پیشگیری از بیماری (CDC) و مؤسسه ملی بهداشت (NIH)، تقریباً 20 سال است که از تحقیقات مربوط به سلاح گرم اجتناب کرده‌اند.

چرا دولت فدرال تحقیقات مربوط به سلاح گرم را تامین مالی نمی کند؟

ریشه‌های این چالش به سال 1996 برمی‌گردد. انجمن ملی رایف که توسط مقاله‌ای در سال 1993 در مجله پزشکی نیوانگلند در مورد مالکیت اسلحه به‌عنوان یک عامل خطر برای قتل منتشر شد، پیشنهاد کرد که آژانس از کنترل اسلحه حمایت می‌کند.

از آنجایی که CDC این تحقیق را تامین مالی کرد، NRA کنگره را در یک لایحه جامع در سال 1996 تحت فشار قرار داد تا بیان کند:

هیچ یک از وجوهی که برای پیشگیری و کنترل آسیب در مراکز کنترل و پیشگیری از بیماری در دسترس قرار می گیرد، نمی تواند برای حمایت یا ترویج کنترل اسلحه استفاده شود.

CDC به طور گسترده این را به عنوان مانعی برای تحقیقات اسلحه گرم تفسیر کرد و سایر سرمایه گذاران فدرال نیز از آن پیروی کردند. این تأثیری سرد بر تحقیقات اسلحه داشته است.

از قضا، نویسنده اصلاحیه ای که این موضوع را به تحقیقات مربوط به سلاح گرم انداخت، نماینده کنگره، جی دیکی، از آن زمان انصراف داد و به درستی در سال 2012 اشاره کرد که "تا زمانی که به دنبال آن نباشیم، دلیل خشونت با سلاح را نمی دانیم."

برای نوشتن خط مشی خوب به داده های خوبی نیاز داریم

به دلیل محدودیت در تحقیق، درک ما از پیامدهای واقعی همه‌گیری سلاح گرم بسیار عمیق است.

به عنوان مثال، در حالی که ما از تعداد کشته‌های اسلحه و تعداد مجروحان اطلاع داریم، هیچ اطلاعاتی در مورد عواقب روانی خشونت با سلاح گرم، چه در میان مجروحان و چه در میان عزیزانشان، نداریم. ما نمی دانیم که قربانیان خشونت با اسلحه چه کسانی هستند یا عواقب آن برای این گروه چیست.

ما از تأثیر مواد رایج مانند الکل بر خطر قتل یا خودکشی با سلاح گرم اطلاعی نداریم. ما از هزینه های واقعی خشونت با سلاح گرم، از جمله آسیب های جسمی، روانی و اجتماعی مرتبط با سلاح گرم اطلاعی نداریم. و در مرکز، ما مؤثرترین اهرم‌های سیاستی را نمی‌شناسیم که بتوانیم از آن برای محدود کردن همه‌گیری خشونت با اسلحه استفاده کنیم، صرفاً به این دلیل که تحقیقاتی را برای درک اقدامات سیاستی که می‌توانند به‌طور مؤثرتر از خشونت با اسلحه کاهش یا جلوگیری کنند، انجام نداده‌ایم.

این دقیقاً نوعی از تحقیقات بهداشت عمومی است که گروه هایی مانند CDC و NIH برای مشکلات فوری بهداشت عمومی سرمایه گذاری می کنند و باید برای تحقیقات مربوط به سلاح گرم سرمایه گذاری کنند.

متأسفانه کمبود داده ها فضایی را برای حدس و گمان، حدس و استدلال ناآگاه ایجاد می کند که بحث عمومی منطقی و اقدام مترقی در مورد این موضوع را تهدید می کند.

حرکت رو به جلو

امیدی به این موضوع وجود دارد. پرزیدنت اوباما اخیراً به CDC دستور داد تا به مطالعه علل خشونت با اسلحه بازگردد.

با این حال، این اقدام اجرایی با اختصاص پول جدیدی به این موضوع همراه نبود و تا زمانی که چنین بودجه ای در دسترس نباشد، CDC مانند هر تمویل کننده دیگری باید هزینه های خود را در حوزه دیگری برای حمایت از این تحقیق کاهش دهد.

یک لایحه مخارج همه‌جانبه ممنوعیت تأمین مالی را اعمال می‌کند، و یک لایحه مخارج همه‌جانبه نیز می‌تواند آن را لغو کند. در حالی که کنگره در حال کار بر روی لایحه ای برای تامین مالی دولت است، دموکرات ها در حال تلاش برای لغو ممنوعیت تحقیقات خشونت با اسلحه هستند. در 10 دسامبر، نانسی پلوسی، رهبر اقلیت مجلس نمایندگان، گفت: «ما باید اصرار داشته باشیم که نمی‌توانیم لایحه‌ای را از ایستگاه خارج کنیم که همچنان آن ممنوعیت تحقیق در آن وجود دارد.»

ایالات متحده از طریق جمع آوری داده هایی که چالش را درک می کند و اجرای تغییرات ساختاری برای کاهش آسیب های احتمالی، در پاسخ به چالش های دیگر سلامت عمومی، از جمله، به عنوان مثال، ایمنی وسایل نقلیه موتوری، موفقیت زیادی کسب کرده است. در مورد خشونت با سلاح گرم، ما حتی در قدم اول نیستیم.

ساندرو گالیا، رئیس دانشکده بهداشت عمومی، دانشگاه بوستون

این مقاله ابتدا در The Conversation منتشر شده است. مقاله اصلی را بخوانید.

گفتگو
گفتگو

محبوب موضوع